محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
104
آثار عجم ( فارسى )
قصيدهاى انشاء نمود و هشام بن عبد الملك در غضب شد ؛ فرزدق را حبس نمود و آن قصيده معروف است ( 37 ) . اين چند بيت از آن قصيده است : هذا ابن خير عباد اللّه كلّهم * هذا التّقى النّقى الطّاهر العلم « 1 » هذا الذّى يعرف البطحاء و طاتة * و البيت يعرفه و الرّكن و الحرم « 2 » ( 38 ) [ 66 f ] يغضى حياء و يغضى من مهابته * فما يكلّم الّا حين يبتسّم « 3 » ما قال لا قطّ الّا فى تشهّده * لو لا التشّهد كانت لائه نعم « 4 » در سنهء 110 هجرى - چهل روز قبل از فوت جرير - وفات يافت - چنان كه مذكور داشتيم - قبرش در بصره است . [ اشتر ] « 5 » اشتر ، لقب مالك بن حارث نخعى « 6 » يمنى است ، از خواص اصحاب حضرت امير المؤمنين على - عليه السّلام - مردى بوده به حليهء شجاعت و فضيلت آراسته ؛ شرح احوال او را و شجاعتهايى كه در غزوات به معرض ظهور و بروز آورده ، چنان كه كسى خواهد بنگارد ، دفترى بايد پردازد و كتابى مدّون سازد . بالجمله ، در زمان خلافت ابو بكر ، به اجازهء حضرت ولايت مآب ، در بعض از غزوات چون غزوهء دمشق و غيره ، جنگها كرده و فتحها نموده ؛ همچنين در عهد خلافت عمر بن خطّاب ، در ملك روم با مشركين جهادها فرموده ؛ در اين غزوه ، عمودى بر فرقش رسيد كه خودش را
--> ( 1 ) . اين است پسر بهترين تمام بندگان خدا ؛ اين است پرهيزكار و پاك و پاكيزه و مهتر و بزرگ قوم . ( 2 ) . آنچنان كسى كه مىشناسند اهل مكّه جاى قدم او را . كنايه از اين است كه آمد و شد در اينجا كرده از جهت طاعت و عبادت . از بسيارى عبور و مرور ، قدمگاهش را مىشناسند بالجمله و مىشناسند او را خانهء خدا و اطراف خانهء خدا و حرم خدا . ( 3 ) . مىپوشاند چشم را آن حضرت از جهت حياء و شرم كه او راست و پوشيده مىشود چشمهاى مردم ؛ يعنى چشم را به هم مىگذارند . و نگاه درست به آن حضرت نمىكنند مردم از بزرگوارى و ترس از آن حضرت ؛ پس تكلّم كرده نمىشود ؛ يعنى قدرت سخن گفتن با او را ندارند مگر در وقتى كه تبسّم فرمايد . ( 4 ) . نگفته است لفظ « لا » را هرگز مگر در تشهّد نمازش كه در تشهد « اشهد ان لا إله الّا اللّه » گفته است . اگر نمىبود تشهّد نماز ، مىبود « لا » و « نه » آن حضرت ، « نعم » و « آرى » . ( 5 ) . به فتح اول ، وصف است . كسى را گويند كه پلك چشمش شكافته شده باشد . ( 6 ) . به نون و خاء معجمه مفتوحين ، قبيلهاى هستند از يمن .